Magical Anime - خاطره ._.
اوتاکو بیدم *-* اوتاکو ها و انیمه لاور ها بیان تو *.*


خاطره ._.


جمعه 26 آبان 1396♦ 04:59 ب.ظ♦ ♡Mao♡ ♡Tamaii♡♦
آقا یه روز هالو (هاله ._.) که یکی از بهترین دوستامه ، برگشته میگه : این روزا هی دلم میخواد لاک بزنم . وقتی تابستون بود نمیزدماااا الان که مدرسه ها باز شده دلم میخواد ._.
منم که کاملا باهاش هم عقیده بودم گفتم : آی گفتی --.-- مامان منم هی میگفت تابستونه بزن بعدا که مدرسه ها باز شد نمیتونی بزنیااا ولی حرف تو کلم نمیرفت ._.
مل (ملیکا ._.) که یکی از اعضای باحال اکیپمون بید برگشت به من گفت : یارو (بهم میگن یارو ._.) مگه تو لاک دوس داری؟ 0_0
من : خوب آره :| چیمیشه مگه؟ 
حدس بزنید برا چی اینقد تعجب کرده بود که از لاک خوشم میاد؟ ._.
مل : آخه فک میکردم تو فقط انیمه دوس داری 0-0
قیافه ی من : 
قیافه ی هاله : 
قیافه ی هانیه (بغل دستی ملقب به جارو ._.) : 
قیافه ی انیمه : 
قیافه ی لاک : 

   خاطره   مدرسه   انیمه
   
<

پشتیبانی