Mᴀɢɪᴄᴀʟ Aɴɪᴍᴇ - مطالب درباره ی وب
اوتاکو بیدم *-* اوتاکو ها و انیمه لاور ها بیان تو *.*


HBD Taha =| ~Feliz cumpleaños


شنبه 19 آبان 1397♦ 03:37 ب.ظ♦ ♡мɒo♡тɒмɒii♡ ♦
سلام ._.
مَـدونـید امــروز چـه روزیع؟ D:
امـروز تولد یه پچولیه کـه تـوی
عکـس بالا مشاهده میکنید ^.^
پ.ن: داداشمه کاسپلی کانکی :|
پ.ن2: چه تولد تو تولدی شد:|
بعلـی امـروز تـولد داداشـمه ^-^
حشره موذیمون 9سالش میشه...
از روی عشق و محبت بی حـد و
انـدازه ای کـه نسبت بهش دارم،
براش چیز چنان خاصی نخریدم:|
(خودم کادو ئم والا:|)
(اصن چه کادوئی بهتر از من؟)
از همین رو تصمیم گرفتم حداقل
یه پـست ناچـیز براش بذارم ._.
+امـیدوارم نتیجه ی بازی فوتبال
امـروز کـه براش لحـظه شـماری
میکردی باب میلت باشه ._.
~xفانگاس جون تولدت مبارک^-^x~

و اما کادو ...
آهنگ It's not too late از Camp rock
هیچوقت نفهمیدم چرا به این آهنگای
مـزخرف علاقه نشون دادی داداشـم...
ولی امیدوارم ک از این خوشت بیاد^^
*طبق معمول ، کلیک روی عکس ._.*

   

تولدت مبارک الی-سنپای *0* ~ !Vocaloid# 初音ミク+ お誕生日おめでとうございます


دوشنبه 14 آبان 1397♦ 03:00 ب.ظ♦ ♡мɒo♡тɒмɒii♡ ♦
یــــــو میـنـا *0*
امروز تولدعععع *0*
اگـه گفتین کی؟ *.*
بـــلـــی بـــلـــی تـولـد سـنـپایه -^-
تــولـدت مـبـارک الــی سـنـپــای T-T
صــد ســال سـنـپـایـمـون بـاشی T-T
امیـدوارم تـو هـمه ی امـتحانای زندگی،
از کـنـکـور و امـتـحـانـای مدرسه گرفته،
تا امتحانای الهی و معنوی موفق باشی^^
خیـلی خـیـلی خوشحالم که هستی =*=
حـرف زدن بـاهـات هـمـیـشـه یه حس
آرامـش و خـاصـی بــهـــم مـیـده TvT
سـایَـت از بالـاسـرم کـم نشه ایشالا T*T
تولدت مبارک :*
امروز، خدا یه گل به زمین هدیه داد.
زمین، گل رو به سرنوشت سپرد،
و سرنوشت، اون گل رو توی قلب من کاشت.
که قلب خالی من، جایگاه یه گل باشه.
اگه من شازده کوچولو باشم،
تو همون گل رزی هستی که تو تمام دنیا تکی^^
تا یادم نرفته کادوتم بدم*~*
یه آهنگ از میکو که خیلی دوسش دارم T^T
این آهنگ مال روز تولد «سـاکـی فوجیتا-Saki Fujita» بوده.
پ.ن: ساکی فوجیتا دوبلر میکو بیده *-* و روز تولد خودش،
اینو خونده و واقعا قشنگه ^-^ (البته کاملا مطمئن نیستم:|)
(خصوصا اونجاهایی که میگه اومدِتو دِتو دِتو ... آریگاتو*^*)
(کیمی گا ایکی ترو سکایی نی آریگاتو *---*)
بکلیک رو عکس زیر ^~^

   happy birthday   miku   vocaloid   senpai   hatsune
   

私に誕生日おめでとう~ تولدم مبارک =*= +!!!HIbana


پنجشنبه 3 آبان 1397♦ 11:30 ق.ظ♦ ♡мɒo♡тɒмɒii♡ ♦
یـــو ^.^
همون طــور که میدونید *-*
(یـا شایـــدم نمیدونـیـد =|)
امـــروز ســــوم آبــانـه ^.^
یـــنـــــی تـــولـد منه *-*
البـته دوم آبـان تولد اصلیمه
ولـی چون یه دیقه بعد از 12
به دنیا اومدم شد سـوم آبان:|
15 ســـال پــیــش بـود کـه
قدم بر عرصه ی وجود نهادم^^
هــوم ^-^ 
ممنــونـم از هـانائه چان
بابت تبریک گفتـنش T-T
جبـران میـنـمـایــم T-T


راستش دیگه حـال نــدارم
مــثـل سـال هــای پـیش
جشن و اینا بگـیرم تو وب:|
به بزرگی خودتون ببخشیـد
(به قول خانوم عربیمون،)
(*بخشش کنید*=|)


از هـمـــه ی کــســایـی که
تا حـــالــا کــنـــارم بـودن
و تـنــهـام نــذاشتــن، توی
هـر شــرایـطـی مـمـنونم^^
پ.ن: گیف پس رو دریابید`^`

            

راستی یه نایتکور از میکو آوردم ^-^
به هر حال شمام باید از تولدم یه خیری
بـــبـــریـــد دیـــگـــه فـرزنـدانم ._.
خودم خیلی دوسش دارم اسم آهنگش:
×~!!!HIbana~×
حــتما گوش کنیـن *-*
*کلیک روی گیف پایین*
+ از بــقیه ی افرادی هـم که زحمت
کشیدن و پست گذاشــتـــن بــرام
بــــی انــــدازه مــــمـــنونم*^*
کــسـایــی مــثل الـی چــان TvT
از ملیکا جون هم بابت کادو ممنون
خیلی خوشگله T^T
از یلی تان هم بس مچکرم T^T
*اشک شوق میریزد*
اینم کادوی کاتی چان بود TvT
*ذوق میکند*
از آسونا چان هم بس ممنونم *^*
آلـیسا عـه T____T
عاشق آلیسا عم T_T
اینم کادو سایکو بید T~T 
خیلی جینگولویه T-T

   birthday

نتیجه ی نظرسنجی @~@


چهارشنبه 25 مهر 1397♦ 07:27 ب.ظ♦ ♡мɒo♡тɒмɒii♡ ♦
ووها نتیجه @-@
میبینم که اوتاکـو ها دارن
زمین و آسمونو بر میدازن
چـش نخوریم ایشالا T-T
به اون سه نفری هم که از
دنیا بیخبرن هم خوب وبد
و خسته نباشی میگم :|
تو نظرسنجی جدید بشرکتین @.@
بـرای همیشه تکلیفم مشخص شه:|
این هاول :
این هاکو :
انتخاب با شما T-T

   نظرسنجی   نتیجه
   

در مورد من چی فک میکنین؟! ×?私についてどう思いますか~


شنبه 30 تیر 1397♦ 06:09 ب.ظ♦ ♡мɒo♡тɒмɒii♡ ♦
 هــمــه موظـفن جواب بدن .-. 
 دوســت ، دشـــمن و غیره . ـ . 
 "در مـورد مـن چه فکری میکنی؟"
یا 
 "نــظـرت در مـوردم چــیــه؟" 
 هـر چی که بـاشه ، خوب یا بد
 حـــتـی اگــه مـنـو نـشنـاسی  
 و اولـــیــن بـارت بـاشه که اینجا اومدی!=| 
 +فحش و دعوا و توهین تو نظرات این پست 
 آزاده!=| 
 +نــظرات هـمـه بایـد ناشـناس باشه -.- 
 نظرات اسم یا آدرس دار حذف میشن =| 

   نظرسنجی
   

یـــــوووو قالب جدید ^.^


سه شنبه 19 تیر 1397♦ 11:34 ب.ظ♦ ♡мɒo♡тɒмɒii♡ ♦
 راستی نظرتون راجب قالب جدید چیه؟  
 مــــن خــــودم عــــاشـــقــشــم *^* 
 واهایی دست الی چان درد نکنه که برام درستید *^* 
 +خیلی وقت بود قالب عوض نمیکردما -0- 

   قالب
   

الیییی چااانننن ^0^


دوشنبه 18 تیر 1397♦ 11:52 ق.ظ♦ ♡мɒo♡тɒмɒii♡ ♦
 مـــینّّــــآ سان *^* 
 ســــلـــــــامممم *^* 
 یه هفته ای میشه که نبودم ... 
 راستش خیلی اتفاقا افتاد ... 
 بابت دلداری های همگیتون ممنونم *^* 
 از جمله وزیرم ، ماهی جانم ، میساکی چان و غیره *^*
 واقعا خیلی برام دلگرمی بودین خیلی خیلی زیاد ازتون ممنونم *0* 
 پس از یک هفته درگیری وقتی اومدم ... 
 با دیدن کامنت هاتون اونقدر شااااد شدم که نگووو ^.^ 
خصوصا این که وقتی دیدم الی کامنت داده *^*
 میخوام داااااد بزنم : 
 "الــــــــــــــی بــــــــــرگــــــــــشــــــــــــت!!!" 
 وایی اینقدر ذوق کردم وقتی دیدم اومده ... 
 پست گذاشته ... 
 قالب های جدید هم آورده *^* 
 الی چان ملکه خیلی خوشحال و خرسنده که برگشتی T^T 
undefined
خیلاصه ...
 خواستم بگم بعضی از دوستا واقعا مایه ی شادیم بیدن *^* 
 از همتون ممنونم بچه ها *^* 
 +امروز سعی میکنم چن تا پست بذارم ^*^ 
 احساس کولاک کردن بهم دست داده :| 
 ++داستان هم گذاشتم پست قبله ^*^ 

   

با 4 امتیاز افتخار آفرین T^T...


سه شنبه 5 تیر 1397♦ 12:43 ق.ظ♦ ♡мɒo♡тɒмɒii♡ ♦
*فین فین* T^T ...
با پرتغال مساوی کردیم؟!
*فین فین*
به جام جهانی نرفتیم؟!
*فین فین*
از اونا گل خوردیم؟!
*فین فین*
نفر سوم گروه شدیم؟!
*فین فین*
بــــــه درکـــــــــــــــــــــــــــ!!!!
90 دیقه جلو اسطوره های فوتبال دووم آوردیم!!!
بیرانوند پنالتی رونالدو رو گرفت!!!!
انصاری فرد به پرتغال ، به پاتریسیو گل زد!!!
همین کافی نیست؟!؟!؟!؟
حاضرم سر شرافت چونیبیوییم شرط ببندم هر تیم دیگه ای بود صد تا میخورد T^T ...
به جام جهانی نرفتیم ولی نباختیم T^T...
هیچ اشکالی هم نداره همه ... همه همه همه سعی خودشونو کردن T0T ...
ملکه به داشتن همچین کشور و همچین تیم ملی ای افتخار میکنه T0T ...
داداشم پیراهن فوتالشو که مال رونالدو بود انداخته بود زیرش روش نشسته بود ._.
با تفنگشم مدام میزد تو دماغ عکس رونالدویی که رو دیوار اتاقش چسبونده ._.
پ.ن: همین الان اینجا نشسته میگه بنویس جز هیتر های رونالدو هستم اینجوری مینویسی ملت برداشت بد میکنن .____.
منم مدام آرزو میکردم یا رونالدو سکته کنه ، یا هم روش خطا شه پاش از سه جا بشکنه :|
منم از این کلاه دلقکیا گذاشته بودم با هر حرکت از جا میپریدم .0.
داداشم بعد پایان بازی سه ساعت گریه نمود ._.
میگه اگه دفترچه مرگ داشتی اسم همه پرتغالی هارو تو دفترچه مینوشتی 
بازی فوق العاده ای بود ^0^
جام جهانی کیلو چنده باااو ^0^
مهم اینه که تمام تلاشمونو کردیم ^0^
+مسئله ی مهم اون مراکشیای گـــــــــــآگــــــــــــولـــــــه که از اسپانیا دوتا میخورن 
+لحظه ای که انصاوی فرد پنالتی رو گل کرد خیلی به خودم بالیدم که اردبیلی ام TwT
برکانّا انصاری فرد T^T ... سنَ ایفتیخار اِلیوخ ... T^T~
+خوبیش اینه بابام تو جدول رقابت های پیش بینی 6 امتیاز کامل گرفت 
همیشه باید نیمه پر لیوان رو دید T^T ...
+داداشم و بابام داشتن دفعاتی که تو پ افتاد دست سردار آزمون رو میشمردن 

   فوتبال   جام جهانی   تیم ملی
   

به ملکه سلام کن عمو ببینه :|


جمعه 18 خرداد 1397♦ 05:45 ب.ظ♦ ♡мɒo♡тɒмɒii♡ ♦
آغـــــــــا سلام 
ملکتون برگشت 
دو هفته ی اخیر سرم چنان شلوغ بود که به عمرم اینقد شلوغ نبود :|
(اگر جا شد ، جملرو تو حلقتون فرو کنید :|)
بسی اتفاق افتاد و با دیدن نظراتتون بسی به زندگی امیدوار شدم *^*
زندگی خالی نیست ، مهربانی هست ، ایمان هست ...
هفته های پر پیچ و تاب و پر فراز و نشیبی را گذراندم 
شاید توی چن تا پست توصیفش کردم :|
از سایکو برای تاخیر پوستر بسی معذرت میخوام =_= 
از اوناییم که تو وب سفارشیم سفارش دادن هم معذرت میخوام =_=
با تاخیر سفارشاشون داده میشه =.=
تو این یه هفته رکورد نخوابیدن رو زدم :|
27 یا 28 ساعت بیدار موندم .___.
تا ساعت 8 صب که کلا خوابم نبرد بعدشم که گام شدم رفتم امتحان ساعت 12 برگشتم 
مامانم گف مهمون داریم بیا  کمک کن :|
این شد تا ساعت 11 شب هم بیدار موندم :|
البته هنو کلی کار بود باید میرفتم خونه مادربزرگم :|
ولی خاب با اقتدار ملکه به خوابی بسی عمیق فرو رفتم :|
فرداش نی چان بیدارم کرد گف پاشو افطار بخور :|
حالا اینا رو بیخیال امتحانا چطوره؟ 
آغا غول امتحانی من امتحان مطالعات بود :|
ینی ده تا ریاضی در حد کنکور بدم ولی مطال ندم ._.
بع بابام گفتم نمونه سوال برام بیاره ...
آورده من احمق گفتم آخر سر حلش میکنم 
بعد از خوندن 24 درس نمونه سوالا رو ورداشتم دیدم مال خرداد 97 ان!!! 
سوالا دستم بودن عین خر از اول اونا رو نخوندم 
جالبته رفتم سر جلسه عم دیدم همون سوالا بوده 
خفه که چی بگم پرپر شدم اصلا 
اغا همون یکشنبه قرار گذاشته بیدیم که هانائه بیاد خونمون =))
ینی عین چی از مدرسه زدیم بیرون کسی نفهمه ما با هم رفتیم =))
سر راه اینقدررر ندید بدید بازی در آوردیم که نگو :|
مضحکه ی کل عام و خاص شدیم چنان که قهقهه میزدیم وسط خیابون :|
من خواستم جاذبه های توریستی راه خونمونو به هانائه نشون بدم =))
رفتیم داخل یه وسایل خیاطی فروشی عین خیار :|
نگو صاحبه توش بوده برا این که زایه بازی نشه دوتا نخ مهره ورداشتیم دونه ای 10 تومن! 
آخه من این عقل سرشار رو از کی به ارث بردم؟ 
اومدیم رسیدیمم خونه کلید نداشتم :|
موندیم پشت در :| نی چان اوسکولمم خواب :|
شانسی شانسی مادربزرگم اومد درو برامون باز کرد .___.
عارره دیه تو خونه هم اتفاقات بسی ژالبی افتاد 
از جمله پیدا شدن پشول که هانائه قشنگ اشاره کرد چی بود :|
بدبخت زیر پله داش زایمان میکرد :|
بعدش که این که با هانائه داستان شروعیدیم بسی خفن 
دو فصله تو تابستون میذاریمش ...
آخر روز هم با خلاقیت های مامان افطار شاهانه ... نه ببخشید ملکانه ای رو نوش جان نمودیم 
ینی اگه من فقط چس مثقال از این استعداد های مامانمو داشتم ... دنیام بهشت میشد به قرآن =_=
حالا اتفاقای دیگه ای از جمله اون رینگ گوشی وان پیس ،
تلاش برای درست کردن تیتراژ میرای نیکی ، 
عین خر عکس گرفتن ، 
صحب در مورد چیز های مختلف (=_= خیلی مختلف هانائه چان خیلی مختلف -_-) 
و اسکول بازی با نی چان هم به وقوع پیوست که حال ندارم توصیف کنم 
من یه چیزی میگم لطفا منو نخورین :|
تو این دو هفته چنان دستم سریع شده بود و چنان شوق نوشتن در من ایجاد شده بود که بیا و ببین :|
(باعث و بانیش هاروکی موراکامیه باور کنین :|)
بعدش دو قسمت تضاد سیرک نوشتم ، 
پنج قسمت هم از اون داستان جدیده نوشتم!
با هانائه عم که دو قسمت اون یکی داستان رو نوشتیم ...
امــــا ... حال نداشتم ارواح کابوری رو بنویسم :|
البته الان یه جرقه هایی خورده یه ایده هایی دارم حداقل 
باو حس میکنم مزه داستان پریده شیطونه میگه تو یه پست همه چیو اسپویل کن بره =_=
+من به شدت به آهنگ های رپ ژاپنی علاقه نشون دادم خیلی باحالن =))
+اندینگ آنوهانا داره خفم میکنه روز و شب گوش میدم زار زار عر میزنم :|
کیمی تو ناتسو نو او واری ... شوارا ای نو یومه ... 
*عر میزند*
+این آهنگ ODDS&ENDS رو از میکو حتما بگوشید خیلی باحاله =))
آغا شما harvest moon بازی کردین؟
لا مصب نمیتونم ازش دل بکنم از بدو تولد داشتم بازی میکردم هنوزم سیر نشدم *^*
بااااووووو خیلی خوبه *^^^*
بابام ویندوز زده بود پاک شدع بود نابود شدع بودم =_=
ولی دوباره از پسرخالم گرفتم *0*\ 
واهایی حالا دوباره میتونم بازی کنممممم /*o*
پ.ن : عکس پایینی مال دختر دکتر شهر بید :|
همونی که همیشه میرفتم مخشو میزدم 
این یه هفته اصلا نتونستم انیمه نگا کنم برا همون یه کم از بحرش در اومده بودم 
بعدش بعد از یه هفته که اومدم نظراتتونو خوندم به این نتیجه رسیدم که 
با این که همه ی ما اوتاکو ایم ولی هر کس یه فازی داره :|
هر کس تو فاز یه انیمست همه چیزو به اون انیمه ربط میده :|
شما فاز ملکتونو چه انیمه ای شناسایی میکونید؟:))
آغا من میخواستم مامانمو به انیمه علاقه مند کنم ._.
اول دیگری رو نشونش دادم (مرگ ساکوراگی با چتر .-.)
مامانم گف : آخه این چه وضع مردنه؟ :|
بعدش اومارو رو نشونش دادم ...
گف : آخه اینا چیه مختو باهاش پر میکنی؟
بعدش معلم سرخونه رو نشونش دادم ..
یه نگاه عجیب انداخت و گفت : آره بامزست جالبه ولی وقت تلف کنیه :|
بعدش لاو لیو رو نشون دادم ...
باورتون نمیشه دوساعت تحسین کرد *ـــ*
- عه چه خوشگلن اینا ببین چه خوبن ... آدم باید این جوری باشه ...
تلاشگر ... عه این لباسشون چه قشنگه ....
بلی :| بعدشم برای بار دوم ویولت رو نشونش دادم ...
در سکوت نگاه کرد ....
بعدش دوباره تحسین کرد 
اهم ... 
ملکتون دو روز رفته بود ددر دودور شما نشستین براش نقشه کشیدین؟ =_=
بزنم محو و نابودتون کنم؟ =__=
این بود آرمان های امام؟ =___=
به جای طلب حلالیت از پروردگار جهان نشستین برا ملکتون تصمیم میگیرین؟ =__=
ببین وزیر عزیزم این کارا خوبیت نداره =_=
فقط تصور کن به جای این که تو سامانه در اون مورد حرف بزنیم رو در رو میزدیم =_=
درک میکنی حال منو؟ =___=
فک کن هانائه بشینه جلوت هی بگه بگه بگه بگه ...
بعد یه لحظه عم سر به فلک گذاشنی بیخ گوش داداشت بخونه =___=
بابا من همینجوریشم شب نمیتونم بخوابم نکنین این کارا رو =___=
اگر بعد از افطار آن شدید و حال چت با ملکتونو داشتید فقط ندا بدین :|
من نمیتونم سامانمو همین جوری باز کنم مزاحم زیاد میاد =_=
در آخر ...
یه انیمه ی درام غمناک معرفی کنید . ـــــ .
قشنگ و کوتاه باشه بیزحمت . ـــــ .
پ.ن : حس میکنم این اواخر خیلی شنگول شدم میخوام یه ذره افسرگی بگیرم بلکه رستگار شدم 
پ.ن : عاشق این گیف های ساکورا بیدم *^*

   خبر   ساکورا   انیمه
   

گلدوزی /^0^


جمعه 4 خرداد 1397♦ 12:43 ق.ظ♦ ♡мɒo♡тɒмɒii♡ ♦
یو مینـــا /^0^
یادتونه قبلا یه پستی در رابطه با گلدوزی گذاشته بیدم؟
خـــآب الان اون گلدوزی رو تموم کردم ^0^
البته قبل از اردیبهشت تمومش کرده بیدم 
ولی حال نداشته بیدم بذارم =_=
ایناهاش ^0^
پ.ن: هاناعه هم تموم کرد مال خودشو =0=
مال اون بیشول از مال من قشنگ تر شود -0-

   

زنده شدم ._.


جمعه 21 اردیبهشت 1397♦ 01:05 ب.ظ♦ ♡мɒo♡тɒмɒii♡ ♦
وااااه سهلام .-.
ملکتون به زندگی بازگشت .-.
بالاخره برگشتم بو حالت عادیم .-.
(البته نه چندان عادی.-.)
خواسدم بگم زنده عم هنو .-.
سر فرصت ب وباتون سر میزنم .-.
عـــآ داستان رو تا دو یا سه روز دیه میذارم .-.
از کساییم که دلداریم دادند بسیار متشکراتم .0.
از هانائه چان هم بابت مهمونی دیروز بسی مچکرم *^*
خیلی خوش گذشت )*^*(
.
.
.
.
هـــآم .____./ 
دیه حرفی نی ^^
.
.
.
عام راستی این یه مدت بسی سرم شلوغه شعاید نتونم زیاد پست بذارم .-.
ولی هسدم ب نظرات ج میدم و گاها آن هم میشم .-.
.

.

.

.

پ.ن: یع داستان جدیدم شروع کردم .0. 
همراه با تضاد سیرک قراره بذارمش .0. 

   

یاه یاه یاه یاه :|


یکشنبه 9 اردیبهشت 1397♦ 08:31 ب.ظ♦ ♡мɒo♡тɒмɒii♡ ♦
 یوع :| 
 حالا نگرانم نشین من هنوز زنده عم :| 
 از کما بیاین بیرون به خدا حالم خوبه :| 
.
.
.
 آغـا مـن از نـت خـسـتـه شـدم :| 
 مـیـخـوام وبـو بـبـنـدم :|  
 اصـلـا حـال حوصـلـه نـمـونـده بـرام :| 
 البت نه این که بخوام حذفش کنمـا کلی خاطره دارم :| 
 منتها دیه نمیام :| 
 کسالت آور شده :| 
 اه :| 
 اعصابمم خورده :| 
 هم تو خونه هم بیرون خونه :| 
 نتم که هیچکس نی :| 
 کلا انگیزمو برای بقا از دست دادم :| 
 وصیتمم کردم تو اون سررسید آبی کمرنگه نوشتم :| 
 توی قفسمه نگا کنید میابینش :| 
 احتمالا تا تابستون یا شاید حتی بعد از تابستون هم نیام :| 
 بستگی داره کی اعصابم بیاد سر جاش :| 
 حتی ممکنه همین فردا اعصابم بیاد :| 
 ممکنه عم وسط شهریور بیاد :| 
 اعصاب داشتم ب نظرا ج میدم :| 
 نداشتمم نمیدم :| 
 خیلاصه الان خیلی متغییر شدم :| 
 یا نصفه شبی روانی میشم هار هار میخندم :| 
 یا سر سفره گریم میگره گام میشم تو اتاق سه ساعت گریه میکنم :| 
 یه دیقه سر هر بنی بشری داد میزنم :| 
 یه دیقه بعد میام میشم خاک پاش :| 
 همین :| 
 مرسی اه :| 
 پ.ن : دوباره شروع کردم دارم Guilty crown میبینم :| 
پ.ن2: امروزم بازارچه مدرسمون بود :| 
سوشی نمدی و قاب عکس فروختم :|
دوربین پولاروید هم برده بودم هی زرت زرت با بچه ها عکس مینداختم :|
یه فازی میداد ک بیا و ببین :|
سر هم صد و خورده ای تومن پول دراوردم :|

   خبر   :|
   

ملکتون ایست قلبی کرد!


شنبه 18 فروردین 1397♦ 09:51 ب.ظ♦ ♡мɒo♡тɒмɒii♡ ♦
(وضعیت ملکه به روایت گیف :|)
هاه هاه هاه هاه هاه .... *ـــ*
کونوچی مـیـنآ @-@
ملکتون داره دچار مشکلات قلبی میشه!!!! 
ملکتون خیلی خوشحاله *^*
خیلییییی *^*
شاد و خوشحال باشین و بزنین و بکوبین و جشن بگیرین و بال در بیارین برین هوا ...
چوووون کههههههه
لننننننن برگشتههههههههههه *________*
البته قراره برگرده *_______*
وقتی کامنت قوری قوری رو دیدم اولش فک کردم توهمه *___*
دو ساعت داشتم خودزنی میکردم ببینم درد داره یا نه :/ 
نصفه شبی چنان خل شده بودم ک نگو :|
بدانید و آگاه باشید که تاثیری ک روی بقیه میذارین غیر قابل تصوره :|
خا هر چی فعلا برین شاد باشین و بمیرین از خشوی چون لن برگشته دیه *ــ*
من خودم از تو افق دارم مینویسم *^*
پ.ن: این همه فشار قلبی برای ملکتون خوب نیستاااا :|
این طبیب دیروز اومد به ملکتون گفت هیجان زیاد براش ضرر داره :|

   خبر   لن   کاگامینه
   

بلگشدممممم ^0^


یکشنبه 12 فروردین 1397♦ 11:52 ق.ظ♦ ♡мɒo♡тɒмɒii♡ ♦
 کونوچـــی مینااااا ^_^ 
 ملکتون برگشتتتتت ^_^ 
 دلتون برا ملکتون تنگ شده بود نه؟! 
 من که دلم یه ذره شده بود *^* 
 خیلی بده نتونی بیای -_- 
 خااااب موسافیرت خفنی بود و اتفاقات بسیار بسیار خفنی افتاد  
 به ملکتون خیلیم خوش گذشت  
 برین ادامه چنتاشو نوشتم  
 چکیده ای از دو هفته زندگی دور از نت ملکتون :| 
 پ.ن: تیکه کلام جدیدمه :| ملکتون .... 

   خاطره   انیمه   مسافرت   بازگشت دوباره   :|

کمککککک -_-


چهارشنبه 2 اسفند 1396♦ 08:35 ب.ظ♦ ♡мɒo♡тɒмɒii♡ ♦
مینا من ب ی مشکل اساسی برخوردم ._.
برای یکشنبه قراره بساط گلدوزی ببریم گلدوزی کنیم 
معلممون گفته موتونین رو پارچه رنگی هم کار بوکونین با هر طرحی که دلتون خواست 
خاب من دلم میخواست سرمه ای کنمش ینی تم رنگیش آبی تیره باشه 
اما از اونجایی که قراره طرحم دایره ی جادوگرریم باشه (خل و چلم خودتونین ) گفتم شاید بهتره سبز باشه ._.
جوری که با اینا ست بوشه :
خَلاصه کمکم کنین ببینم کودوم بهتره ._.
شاید مسخره بیاد ولی برای من مسئله ی حیاتی بید ._.
قربون همتون که کمک کردین دیگه خریدمشون پارچه سرمه ای با نخای سبز و سرمه ای ... ممنون بابت کمکتون 


   گلدوزی   نظر سنجی   انیمه
   

صفحات دیگه: 1 2 3 4 5

<

ساخت کد آهنگ