Magical Anime - مطالب متفرقه
اوتاکو بیدم *-* اوتاکو ها و انیمه لاور ها بیان تو *.*


قهرمانی فرانسه ^0^ ~ Championnat de France #Mario Manjučić


دوشنبه 25 تیر 1397♦ 01:16 ب.ظ♦ ♡Mao♡ ♡Tamaii♡♦
بـــالـــاخــره جــام جهانـی هم به پایان رسید ^0^
بــــا قــهـــرمـــانــی فـــرانـــســـوی هــا ^0^
ایــن جام یکی از مزخرف ترین جام جهانـی ها بود :|
اولـش با حــذف برزیل و آلمان و هلند همراه بود :"|
کـه مـن بـسی به مقام آوردنشون ایمان داشـتـم :"|
و رکـــورددار بـیـشـتـریـن گـل بـه خـودی ها!
13 تـــا گـــل بـــــه خـــــودی داشـــتـیم!
یـنی از تعداد گل های آقای گل هم بیشتر بود :|
+عمو و پسر عموی کوچیکم مقام اولو دریافت نمودن ._.
+ داداشـــم نـــهـــم شــد ، مــامــانم نفر نوزدهم 
+بــابـامم وســطـا انصراف داد دیگه پیش بینی نکرد .-.
اطلاعیه :
آخرین گل جام جهانی امسال رو جناب 
«ماریو مانژوکیچ» 
بازیکن کرواسی به فرانسه زد 
بـــهـــتــرین بازیکن جام هم جناب 
«لوکا مودریچ»
بـازیـکــن کــرواسـی بـید 
آقــای گــل جـــام جهانی هم جناب 
«هری کین»
بـازیـکن انگلیسی هستش 
جوان ترین و پرسرعت ترین بازیکن هم 
«کیلیان ام باپه»
بـازیکن فرانسه هسـتش 

   فوتبال   جام جهانی
   

دمـپایی های توتورو *^* ~ トトロ~ ♡♡♡


دوشنبه 25 تیر 1397♦ 12:55 ب.ظ♦ ♡Mao♡ ♡Tamaii♡♦
یـــو ^~^
چـند وقت پیـش با دختـر عمو هام رفـته بودیم خرید ^~^
مــن یـه مـقـدار نـمد فوق کلفت طوسی خریده بیدم ^~^
بنا به توصیه های مامانم باهاش دمپایی درست نمودم^~^
توتورو ئه *0* نگاشون کنین ^~^:
واهــایی عــاشــقــشـونم ^~^
چــــــطــــور شــــــدن؟ *.*
مامانبزرگم بیشتر از همه خوشش اومده بود ._.
+انیـمه ی "همسایه ی من توتورو!" رو دیدین؟!
یــکـی از آثـار هـایـائـو مـیـزاکی هـستش ^~^
اگـــه نـــدیــدیـــن حـتـمــا بـبـیـنـین ^~^
مـن از دوران طـفـولـیـتـم دوسش داشتم ^~^
+بــــرای داداشــــمـــم درســـتــیـــدم ^~^

   توتورو   گیوه نمدی   همسایه ی من توتورو   انیمه   tonari no totoro
   

~#روز دختر مبارک *^*


یکشنبه 24 تیر 1397♦ 07:30 ب.ظ♦ ♡Mao♡ ♡Tamaii♡♦
عــــرضــــی نــــدارم بـــــــــانو
 فـقــط یادت باشــد امروز که دختری 
در آینده مــادر دخـتر دیگری هـسـتی 
و روزی مـی‌آید که مادر بزرگ می‌شوی
 پـــس جـــدا از هـــمــه نـاپاکی‌ها،
 تـو پـاک بـمان!
 روز دختر مبارک
 عزیزم امروز روز توست، امیدورام از لحظه لحظه زندگیت لذت ببری و به تمام خواسته‌های زندگیت برسی و به زودی دماغتو عمل کنی و در آینده‌ای نه چندان دور پارک دوبل رو هم یاد بگیری!
#آرزو_های_خوش_برای_یک_دختر_!
 روز دختر مبارک
+جا داره روز دختر رو به بعضی از "پسرخانوم" های روزگار هم تبریک بگیم 
+بچه ها هانائه زندست به خدا بهش سر بزنید :|


   

× ...F*U*C*K × ... あなたをつぶす


شنبه 23 تیر 1397♦ 03:39 ب.ظ♦ ♡Mao♡ ♡Tamaii♡♦
از این به بعد از کلمه ی مناسبش استفاده کنید 
کـــارایـــیـــشـــم بــالـــاتـــر مـــیـــره 
کــــوتــابـاره زنـدگـی ... کــــــوتـــــابـــــاره ... 

   

یـــــوووو قالب جدید ^.^


سه شنبه 19 تیر 1397♦ 11:34 ب.ظ♦ ♡Mao♡ ♡Tamaii♡♦
 راستی نظرتون راجب قالب جدید چیه؟  
 من خودم عاشقشم *^* 
 واهایی دست الی چان درد نکنه که برام درستید *^* 
 +خیلی وقت بود قالب عوض نمیکردما -0- 

   قالب
   

الیییی چااانننن ^0^


دوشنبه 18 تیر 1397♦ 11:52 ق.ظ♦ ♡Mao♡ ♡Tamaii♡♦
 مـــینّّــــآ سان *^* 
 ســــلـــــــامممم *^* 
 یه هفته ای میشه که نبودم ... 
 راستش خیلی اتفاقا افتاد ... 
 بابت دلداری های همگیتون ممنونم *^* 
 از جمله وزیرم ، ماهی جانم ، میساکی چان و غیره *^*
 واقعا خیلی برام دلگرمی بودین خیلی خیلی زیاد ازتون ممنونم *0* 
 پس از یک هفته درگیری وقتی اومدم ... 
 با دیدن کامنت هاتون اونقدر شااااد شدم که نگووو ^.^ 
خصوصا این که وقتی دیدم الی کامنت داده *^*
 میخوام داااااد بزنم : 
 "الــــــــــــــی بــــــــــرگــــــــــشــــــــــــت!!!" 
 وایی اینقدر ذوق کردم وقتی دیدم اومده ... 
 پست گذاشته ... 
 قالب های جدید هم آورده *^* 
 الی چان ملکه خیلی خوشحال و خرسنده که برگشتی T^T 
undefined
خیلاصه ...
 خواستم بگم بعضی از دوستا واقعا مایه ی شادیم بیدن *^* 
 از همتون ممنونم بچه ها *^* 
 +امروز سعی میکنم چن تا پست بذارم ^*^ 
 احساس کولاک کردن بهم دست داده :| 
 ++داستان هم گذاشتم پست قبله ^*^ 

   

با 4 امتیاز افتخار آفرین T^T...


سه شنبه 5 تیر 1397♦ 12:43 ق.ظ♦ ♡Mao♡ ♡Tamaii♡♦
*فین فین* T^T ...
با پرتغال مساوی کردیم؟!
*فین فین*
به جام جهانی نرفتیم؟!
*فین فین*
از اونا گل خوردیم؟!
*فین فین*
نفر سوم گروه شدیم؟!
*فین فین*
بــــــه درکـــــــــــــــــــــــــــ!!!!
90 دیقه جلو اسطوره های فوتبال دووم آوردیم!!!
بیرانوند پنالتی رونالدو رو گرفت!!!!
انصاری فرد به پرتغال ، به پاتریسیو گل زد!!!
همین کافی نیست؟!؟!؟!؟
حاضرم سر شرافت چونیبیوییم شرط ببندم هر تیم دیگه ای بود صد تا میخورد T^T ...
به جام جهانی نرفتیم ولی نباختیم T^T...
هیچ اشکالی هم نداره همه ... همه همه همه سعی خودشونو کردن T0T ...
ملکه به داشتن همچین کشور و همچین تیم ملی ای افتخار میکنه T0T ...
داداشم پیراهن فوتالشو که مال رونالدو بود انداخته بود زیرش روش نشسته بود ._.
با تفنگشم مدام میزد تو دماغ عکس رونالدویی که رو دیوار اتاقش چسبونده ._.
پ.ن: همین الان اینجا نشسته میگه بنویس جز هیتر های رونالدو هستم اینجوری مینویسی ملت برداشت بد میکنن .____.
منم مدام آرزو میکردم یا رونالدو سکته کنه ، یا هم روش خطا شه پاش از سه جا بشکنه :|
منم از این کلاه دلقکیا گذاشته بودم با هر حرکت از جا میپریدم .0.
داداشم بعد پایان بازی سه ساعت گریه نمود ._.
میگه اگه دفترچه مرگ داشتی اسم همه پرتغالی هارو تو دفترچه مینوشتی 
بازی فوق العاده ای بود ^0^
جام جهانی کیلو چنده باااو ^0^
مهم اینه که تمام تلاشمونو کردیم ^0^
+مسئله ی مهم اون مراکشیای گـــــــــــآگــــــــــــولـــــــه که از اسپانیا دوتا میخورن 
+لحظه ای که انصاوی فرد پنالتی رو گل کرد خیلی به خودم بالیدم که اردبیلی ام TwT
برکانّا انصاری فرد T^T ... سنَ ایفتیخار اِلیوخ ... T^T~
+خوبیش اینه بابام تو جدول رقابت های پیش بینی 6 امتیاز کامل گرفت 
همیشه باید نیمه پر لیوان رو دید T^T ...
+داداشم و بابام داشتن دفعاتی که تو پ افتاد دست سردار آزمون رو میشمردن 

   فوتبال   جام جهانی   تیم ملی
   

عید فطر مبارک^^ + شاهکار عربستان :|


جمعه 25 خرداد 1397♦ 09:35 ق.ظ♦ ♡Mao♡ ♡Tamaii♡♦
امروز روزی است که خداوند آن را برای شما عید قرار داد و شما رو نیز شایسته ی آن ساخت ؛
پس به یاد خدا باشید تا او نیز به یاد شما باشد و او را بخوانید تا خواسته هایتان را اجابت کند .
عــیـد فـطـر بـر هـمـه ی مـسـلـمـانـان جـهـان مـبـارک ^0^
نـمـاز و روزه هـای هـمـتـون قبول باشه در طول این ماه ^0^
درسته که با وجود امتحانات امسال ماه رمضون یه کم سخت شده بود ولی خب ارزششو داشت ~(*ـــ*~)
آغا اولین بازی جام جهان (روسیه - عربستان) رو دیدین؟
حال کردین عربستان چه جوری قهوه ای کرد؟ 
ای جـــــــــــــانم آبروی کل آسیا رو برد تو اولین بازی 
ولی خب من به یه دلیل خیلی عجیبی بسیار خوشحالم از این که عربستان 5 تا خورد!!!
ما همیشه تو فامیلمون جشن پیش بینی راه میندازیم .
ینی هر کس بخواد تو مسابقه شرکت کنه ، از اول تا آخر نتایج همه ی بازی ها رو پیش بینی میکونه 
بنیان گذارش هم پسر خاله ی بابام بید 
من هیچوقت شرکت نمیکنم چون معتقدم که متمدن تشریف دارم 
(متمدن بودن من کلی جریان داره کلا منو به ملکه ی متمدن میشناسن )
آغا کل فامیل برد روسیه رو پیش بینی کرده بودن .
بعد من هی دعا میکردم عربستان ببره همشون خیار شن!!! 
نصف فامیل 0-3 به نفع روسیه پیش بینی نموده بودن و تا دقیقه ی 90 بازی داشتن شنگول میزدن!!!
منم مایوس یه گوشه نشسته بودم همش دعا میکردم یه معجزه بشه پیش بینی همشون غلط شه :||
آغــا یهو دقیقه ی 90 روسیه یکی زد 
بعدشم پنالتی یکی دیگه زد 
قیافه ی همشون دیدنی بود خصوصا بابام
ینی ایران جام جهانی رو میبرد اینقد خوشحال نمیشدم 
چنان از جام پریدم بشقاب فرنی چپه شد مرباش ریخت رو سفره 
اطلاعیه :
اولین گل جام جهانی امسال (2018) رو جناب 
«یــوری گــازیــنــســکــی» 
به عربستان زد 
پ.ن : گیف پایین 

   عید   فطر   عید سعید فطر   جام جهانی   فوتبال   روسیه   عربستان
   

=(


دوشنبه 21 خرداد 1397♦ 04:40 ب.ظ♦ ♡Mao♡ ♡Tamaii♡♦

   

به ملکه سلام کن عمو ببینه :|


جمعه 18 خرداد 1397♦ 05:45 ب.ظ♦ ♡Mao♡ ♡Tamaii♡♦
آغـــــــــا سلام 
ملکتون برگشت 
دو هفته ی اخیر سرم چنان شلوغ بود که به عمرم اینقد شلوغ نبود :|
(اگر جا شد ، جملرو تو حلقتون فرو کنید :|)
بسی اتفاق افتاد و با دیدن نظراتتون بسی به زندگی امیدوار شدم *^*
زندگی خالی نیست ، مهربانی هست ، ایمان هست ...
هفته های پر پیچ و تاب و پر فراز و نشیبی را گذراندم 
شاید توی چن تا پست توصیفش کردم :|
از سایکو برای تاخیر پوستر بسی معذرت میخوام =_= 
از اوناییم که تو وب سفارشیم سفارش دادن هم معذرت میخوام =_=
با تاخیر سفارشاشون داده میشه =.=
تو این یه هفته رکورد نخوابیدن رو زدم :|
27 یا 28 ساعت بیدار موندم .___.
تا ساعت 8 صب که کلا خوابم نبرد بعدشم که گام شدم رفتم امتحان ساعت 12 برگشتم 
مامانم گف مهمون داریم بیا  کمک کن :|
این شد تا ساعت 11 شب هم بیدار موندم :|
البته هنو کلی کار بود باید میرفتم خونه مادربزرگم :|
ولی خاب با اقتدار ملکه به خوابی بسی عمیق فرو رفتم :|
فرداش نی چان بیدارم کرد گف پاشو افطار بخور :|
حالا اینا رو بیخیال امتحانا چطوره؟ 
آغا غول امتحانی من امتحان مطالعات بود :|
ینی ده تا ریاضی در حد کنکور بدم ولی مطال ندم ._.
بع بابام گفتم نمونه سوال برام بیاره ...
آورده من احمق گفتم آخر سر حلش میکنم 
بعد از خوندن 24 درس نمونه سوالا رو ورداشتم دیدم مال خرداد 97 ان!!! 
سوالا دستم بودن عین خر از اول اونا رو نخوندم 
جالبته رفتم سر جلسه عم دیدم همون سوالا بوده 
خفه که چی بگم پرپر شدم اصلا 
اغا همون یکشنبه قرار گذاشته بیدیم که هانائه بیاد خونمون =))
ینی عین چی از مدرسه زدیم بیرون کسی نفهمه ما با هم رفتیم =))
سر راه اینقدررر ندید بدید بازی در آوردیم که نگو :|
مضحکه ی کل عام و خاص شدیم چنان که قهقهه میزدیم وسط خیابون :|
من خواستم جاذبه های توریستی راه خونمونو به هانائه نشون بدم =))
رفتیم داخل یه وسایل خیاطی فروشی عین خیار :|
نگو صاحبه توش بوده برا این که زایه بازی نشه دوتا نخ مهره ورداشتیم دونه ای 10 تومن! 
آخه من این عقل سرشار رو از کی به ارث بردم؟ 
اومدیم رسیدیمم خونه کلید نداشتم :|
موندیم پشت در :| نی چان اوسکولمم خواب :|
شانسی شانسی مادربزرگم اومد درو برامون باز کرد .___.
عارره دیه تو خونه هم اتفاقات بسی ژالبی افتاد 
از جمله پیدا شدن پشول که هانائه قشنگ اشاره کرد چی بود :|
بدبخت زیر پله داش زایمان میکرد :|
بعدش که این که با هانائه داستان شروعیدیم بسی خفن 
دو فصله تو تابستون میذاریمش ...
آخر روز هم با خلاقیت های مامان افطار شاهانه ... نه ببخشید ملکانه ای رو نوش جان نمودیم 
ینی اگه من فقط چس مثقال از این استعداد های مامانمو داشتم ... دنیام بهشت میشد به قرآن =_=
حالا اتفاقای دیگه ای از جمله اون رینگ گوشی وان پیس ،
تلاش برای درست کردن تیتراژ میرای نیکی ، 
عین خر عکس گرفتن ، 
صحب در مورد چیز های مختلف (=_= خیلی مختلف هانائه چان خیلی مختلف -_-) 
و اسکول بازی با نی چان هم به وقوع پیوست که حال ندارم توصیف کنم 
من یه چیزی میگم لطفا منو نخورین :|
تو این دو هفته چنان دستم سریع شده بود و چنان شوق نوشتن در من ایجاد شده بود که بیا و ببین :|
(باعث و بانیش هاروکی موراکامیه باور کنین :|)
بعدش دو قسمت تضاد سیرک نوشتم ، 
پنج قسمت هم از اون داستان جدیده نوشتم!
با هانائه عم که دو قسمت اون یکی داستان رو نوشتیم ...
امــــا ... حال نداشتم ارواح کابوری رو بنویسم :|
البته الان یه جرقه هایی خورده یه ایده هایی دارم حداقل 
باو حس میکنم مزه داستان پریده شیطونه میگه تو یه پست همه چیو اسپویل کن بره =_=
+من به شدت به آهنگ های رپ ژاپنی علاقه نشون دادم خیلی باحالن =))
+اندینگ آنوهانا داره خفم میکنه روز و شب گوش میدم زار زار عر میزنم :|
کیمی تو ناتسو نو او واری ... شوارا ای نو یومه ... 
*عر میزند*
+این آهنگ ODDS&ENDS رو از میکو حتما بگوشید خیلی باحاله =))
آغا شما harvest moon بازی کردین؟
لا مصب نمیتونم ازش دل بکنم از بدو تولد داشتم بازی میکردم هنوزم سیر نشدم *^*
بااااووووو خیلی خوبه *^^^*
بابام ویندوز زده بود پاک شدع بود نابود شدع بودم =_=
ولی دوباره از پسرخالم گرفتم *0*\ 
واهایی حالا دوباره میتونم بازی کنممممم /*o*
پ.ن : عکس پایینی مال دختر دکتر شهر بید :|
همونی که همیشه میرفتم مخشو میزدم 
این یه هفته اصلا نتونستم انیمه نگا کنم برا همون یه کم از بحرش در اومده بودم 
بعدش بعد از یه هفته که اومدم نظراتتونو خوندم به این نتیجه رسیدم که 
با این که همه ی ما اوتاکو ایم ولی هر کس یه فازی داره :|
هر کس تو فاز یه انیمست همه چیزو به اون انیمه ربط میده :|
شما فاز ملکتونو چه انیمه ای شناسایی میکونید؟:))
آغا من میخواستم مامانمو به انیمه علاقه مند کنم ._.
اول دیگری رو نشونش دادم (مرگ ساکوراگی با چتر .-.)
مامانم گف : آخه این چه وضع مردنه؟ :|
بعدش اومارو رو نشونش دادم ...
گف : آخه اینا چیه مختو باهاش پر میکنی؟
بعدش معلم سرخونه رو نشونش دادم ..
یه نگاه عجیب انداخت و گفت : آره بامزست جالبه ولی وقت تلف کنیه :|
بعدش لاو لیو رو نشون دادم ...
باورتون نمیشه دوساعت تحسین کرد *ـــ*
- عه چه خوشگلن اینا ببین چه خوبن ... آدم باید این جوری باشه ...
تلاشگر ... عه این لباسشون چه قشنگه ....
بلی :| بعدشم برای بار دوم ویولت رو نشونش دادم ...
در سکوت نگاه کرد ....
بعدش دوباره تحسین کرد 
اهم ... 
ملکتون دو روز رفته بود ددر دودور شما نشستین براش نقشه کشیدین؟ =_=
بزنم محو و نابودتون کنم؟ =__=
این بود آرمان های امام؟ =___=
به جای طلب حلالیت از پروردگار جهان نشستین برا ملکتون تصمیم میگیرین؟ =__=
ببین وزیر عزیزم این کارا خوبیت نداره =_=
فقط تصور کن به جای این که تو سامانه در اون مورد حرف بزنیم رو در رو میزدیم =_=
درک میکنی حال منو؟ =___=
فک کن هانائه بشینه جلوت هی بگه بگه بگه بگه ...
بعد یه لحظه عم سر به فلک گذاشنی بیخ گوش داداشت بخونه =___=
بابا من همینجوریشم شب نمیتونم بخوابم نکنین این کارا رو =___=
اگر بعد از افطار آن شدید و حال چت با ملکتونو داشتید فقط ندا بدین :|
من نمیتونم سامانمو همین جوری باز کنم مزاحم زیاد میاد =_=
در آخر ...
یه انیمه ی درام غمناک معرفی کنید . ـــــ .
قشنگ و کوتاه باشه بیزحمت . ـــــ .
پ.ن : حس میکنم این اواخر خیلی شنگول شدم میخوام یه ذره افسرگی بگیرم بلکه رستگار شدم 
پ.ن : عاشق این گیف های ساکورا بیدم *^*

   خبر   ساکورا   انیمه
   

گلدوزی /^0^


جمعه 4 خرداد 1397♦ 12:43 ق.ظ♦ ♡Mao♡ ♡Tamaii♡♦
یو مینـــا /^0^
یادتونه قبلا یه پستی در رابطه با گلدوزی گذاشته بیدم؟
خـــآب الان اون گلدوزی رو تموم کردم ^0^
البته قبل از اردیبهشت تمومش کرده بیدم 
ولی حال نداشته بیدم بذارم =_=
ایناهاش ^0^
پ.ن: هاناعه هم تموم کرد مال خودشو =0=
مال اون بیشول از مال من قشنگ تر شود -0-

   

یاه یاه یاه یاه :|


یکشنبه 9 اردیبهشت 1397♦ 08:31 ب.ظ♦ ♡Mao♡ ♡Tamaii♡♦
 یوع :| 
 حالا نگرانم نشین من هنوز زنده عم :| 
 از کما بیاین بیرون به خدا حالم خوبه :| 
.
.
.
 آغـا مـن از نـت خـسـتـه شـدم :| 
 مـیـخـوام وبـو بـبـنـدم :|  
 اصـلـا حـال حوصـلـه نـمـونـده بـرام :| 
 البت نه این که بخوام حذفش کنمـا کلی خاطره دارم :| 
 منتها دیه نمیام :| 
 کسالت آور شده :| 
 اه :| 
 اعصابمم خورده :| 
 هم تو خونه هم بیرون خونه :| 
 نتم که هیچکس نی :| 
 کلا انگیزمو برای بقا از دست دادم :| 
 وصیتمم کردم تو اون سررسید آبی کمرنگه نوشتم :| 
 توی قفسمه نگا کنید میابینش :| 
 احتمالا تا تابستون یا شاید حتی بعد از تابستون هم نیام :| 
 بستگی داره کی اعصابم بیاد سر جاش :| 
 حتی ممکنه همین فردا اعصابم بیاد :| 
 ممکنه عم وسط شهریور بیاد :| 
 اعصاب داشتم ب نظرا ج میدم :| 
 نداشتمم نمیدم :| 
 خیلاصه الان خیلی متغییر شدم :| 
 یا نصفه شبی روانی میشم هار هار میخندم :| 
 یا سر سفره گریم میگره گام میشم تو اتاق سه ساعت گریه میکنم :| 
 یه دیقه سر هر بنی بشری داد میزنم :| 
 یه دیقه بعد میام میشم خاک پاش :| 
 همین :| 
 مرسی اه :| 
 پ.ن : دوباره شروع کردم دارم Guilty crown میبینم :| 
پ.ن2: امروزم بازارچه مدرسمون بود :| 
سوشی نمدی و قاب عکس فروختم :|
دوربین پولاروید هم برده بودم هی زرت زرت با بچه ها عکس مینداختم :|
یه فازی میداد ک بیا و ببین :|
سر هم صد و خورده ای تومن پول دراوردم :|

   خبر   :|
   

آخجووون >0<


جمعه 17 فروردین 1397♦ 02:40 ب.ظ♦ ♡Mao♡ ♡Tamaii♡♦
مــیــــنــــا!
یه اتفاق خووووب افتاد ^0^
خیلی خوب ^0^
اونقدر که ملکتون داره بال درمیاره ^0^
دوباره موهامو کوتاهیدم ^0^
ملکتون از خوشحالی داره بال درمیاره ^0^ 
دقیقا شدم شکل عکس بالایی :|
منتها این خیلی سفیده من یه کم تیره ترم 
تعریف از خود نباشه هااا ولی قیافتن خوشگل ترم هستم 
تا خبر خوش دیگه شما رو به کامیساما میسپارم 

   انیمه   مو   خبر
   

بلگشدممممم ^0^


یکشنبه 12 فروردین 1397♦ 11:52 ق.ظ♦ ♡Mao♡ ♡Tamaii♡♦
 کونوچـــی مینااااا ^_^ 
 ملکتون برگشتتتتت ^_^ 
 دلتون برا ملکتون تنگ شده بود نه؟! 
 من که دلم یه ذره شده بود *^* 
 خیلی بده نتونی بیای -_- 
 خااااب موسافیرت خفنی بود و اتفاقات بسیار بسیار خفنی افتاد  
 به ملکتون خیلیم خوش گذشت  
 برین ادامه چنتاشو نوشتم  
 چکیده ای از دو هفته زندگی دور از نت ملکتون :| 
 پ.ن: تیکه کلام جدیدمه :| ملکتون .... 

   خاطره   انیمه   مسافرت   بازگشت دوباره   :|

عیدتون مبارک^^+بای:(


سه شنبه 29 اسفند 1396♦ 11:51 ق.ظ♦ ♡Mao♡ ♡Tamaii♡♦
 بالاخره یه سال دیگه هم گذشت ... 
 بعضیا دلشون شکست ... 
 بعضیا دل شیکوندن ... 
 بعضیا عاشق شدن ... 
 بعضیا تنها شدن ... 
 خیلیا از بینمون رفتن ... 
 خیلیا بینمون اومدن ... 
 با هم یا بدون هم گریه کردیم ...  
 تنهایی یا دسته جمعی خندیدیم ... 
 گاهی زندگی بر خلاف میلمون گذشت ... 
 گاهی آرزو هامونو برآورده کرد ... 
 و حالا همش گذشته و سال جدیدی داره شروع میشه ... 
 آرزو دارم ســالی که پیش رو دارین ... 
 آغاز روز هایی باشه که آرزوشو داشتین ... 
 آرزو میکنم تمام کینه ها و بدی هایی که ... 
 توی این یه سال توی دلاتون جمع شده ... 
 همشو به باد بسپارین ... 
 و اجازه بدین درخت دلتون از نو شکوفه بزنه ... 
 نوروزتون شـــــــــاد 
 بچه ها یه درخواستی دارم.... 
 خواهش میکنم لحظه ی تحویل سال توی دعاهای قشنگتون 
  دعا برای سلامتی آدمایی که سین هشتم سفره ـشون 
 "سرطان" هست فراموش نکنین 
 راستش بچه ها ... 
 یه جورایی وقت خداحافظی رسیده :") 
 امروز آخرین روزیه که هستم ^^ 
 تو تعطیلات عید نمیام ^^ 
 چون میریم مسافرت و من به احتمال خیلی زیاد نت ندارم ^^ 
 حتی اگه هم داشته باشمم نمیتونم بیام :( 
 دلیلشم دیگه به خودم مربوطه لطفا در این مورد چیزی نپرسین :* 
 تازه اگه تو این مدت نتم تموم شه متاسفانه تا بیستم فروردین نیستم :( 
 ولی  مطمئن باشین به یاد همتونم و فراموشتون نمیکنم ^_^ 
 تو این دو هفته ای که نیستم منو فراموش نکنین لطفا :( 
 اووومممم راستی اونایی که مسافرت به جا های زیارتی میرن ... 
 خواهش میکنم ما رو هم دعا کنن ^___^
  ـو اینـ کهـ سالـ خوبـ و خوشیـ رو برایـ همهـ ی دوستامـ 
 و کلـ آدماـ یـ دنیاـ آرزومندمـ 
 سالـ خوبـ ، خوشـ ، شادـ و زیباییـ داشتهـ باشینـ 
 از همتونـ ممنونمـ کهـ تو یـ اینـ یهـ سالـ کنارمـ بودینـ 
 هوامو داشتینـ 
 باهامـ دوستـ بودینـ 
 حمایتمـ کردینـ 
 وقتـ شادیـ و ناراحتیـ کنارمـ بودینـ 
 و بهـ هر نحویـ 
 و هر طوریـ 
 کمـ یا زیاد 
 پیشمـ بودینـ و تنهامـ نذاشتینـ 
 واقعا از صمیمـ قبلمـ از همتونـ ممنونمـ 
 یه چیزایی در مورد این سال تو ادامه نوشتم اگه دوس داشتین برین ادامه
 پ.ن: شاید یه کم زیاد نوشته باشم :| 
 به هر حال پوزش میطلبم چون ممکنه مختون به شدت تیلیت شه :| 


   عید   نوروز   سال نو   تبریک سال نو   خداحافطی

صفحات دیگه: 1 2

<